آغاز می کنم دفتر شعرم را ... با تو و برای تو برای دیدن خیال تو آغاز می کنم دفترم را با اشک و با یاد تو می نویسم که ... بهانه زنده بودنم تویی
این شعر رو ۲۹/۰۵/۱۳۸۳ گفته بودم .... اون موقع ها خوشحال بودم...همه چیز مرتب بود....
سرما ، گرما ، زندگی آفتاب ، مهتاب ، تازگی
بازی ، شادی ،بچه ها خنده ، گریه ، مشکلات
عشق و نفرت ، محبت هر جا بری یکیش هست
من عاشقم از این پس بی یار بودن یه غصه ست
یارم تویی عزیزم بهتر از تو ندیدم
دستت بده به دستم بی تو بودم شکستم
بی تو بودن محاله ! عشق رو کشتن خیاله!
تو چشم من نگاه کن اگر خواستی صدام کن
به من بگو عاشقم قدر تو رو می دونم
اگر نیستی رهام کن یا بی خیال گذر کن!!!
![]()
سلام به همه دوستای خوبم . من یه دفتر دارم که توش کلی حرفای عاشقانه نوشتم ولی
هیچ کس تا به حال این دفتر رو ندیده و شما اولین کسانی هستین که نوشته هاش رو می خونید .
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 12:56 بعد از ظهر توسط جوجو |